|
شهادت دخت امیر المومنین حضرت زینب (س) بر همگان تسلیت باد. الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت علي ابن ابي طالب(عليه السلام)و الائمه المعصومين(عليهم السلام ) من ولده السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله
وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود , علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود , تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه حجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و ان حضرت در هيچ خلوت و جلوتي علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ تبوک که ان حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکهود جوان است و مردم به واسطه خون هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از شوونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با ان حضرت بيعت نموده و به خلافت برگزيدند آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از اين رود عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه , زبير و معاويه بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و بناي شورش و آشوب گري گذاشتند آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز جنگي با خوارج که در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود و پس از گذشت زمان کوتاه صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم که از خوارج بود ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيدند
با سلام میلا با سعادت مولا امیر المومنین بر همه شیعیان آن حضرت مبارک باد روز پدر وروز مرد به همه پدرا ومردای ایرونی مبارک باد . البته ببخشید من باید این روز رو خصوصی خدمت پدر مهربانم تبریک بگم خیلی دوست دارم .واقعا کوه رنج پدر یا علی مدد
باز این سرم شوریده شد از عشق مولایم علی اشکم روان از دیده شد از عشق مولایم علی مرغ دلم پرواز کرد راه نجف آغاز کرد طبعم چنین اعجاز کرد از عشق مولایم علی دل می طپد از عشق او بغضم شکسته در گلو دارم بدل من گفتگو از عشق مولایم علی موجی خروشان در دلم چون کشتی بی ساحلم افتان و خیزان در گلم از عشق مولایم علی من مست عشق و ساغرش هستم غلام و چاکرش گردیده ام من ذاکرش از عشق مولایم علی برخاستم من نیمه شب میسوختم از سوز تب ذکری گرفتم زیر لب از عشق مولایم علی دیدم جهان روشن ز ماه رفتم بسوی خانقاه میخواندپیری خوش نوا از عشق مولایم علی رفتم به سوی مسجدی بنشسته دیدم زاهدی ذکری گرفته عابدی از عشق مولایم علی رفتم خرابات مغان دیدم یکی از صوفیان ذکری گرفته در نهان از عشق مولایم علی با عارفی دستم بدست رفتم سوی میخانه مست میخواند رندی حق پرست از عشق مولایم علی آهسته میرفت کاروان بر روی اشتر ساربان می خواندبا سوز و فغان از عشق مولایم علی رفتم به صحرا شادمان یک گله دیدم خوش روان میزد بانی آن شبان از عشق مولایم علی رفتم بگلشن صبحدم دیدم که مرغان دور هم میخواند بلبل دمبدم از عشق مولایم علی شیر دل همه دیوانه اند سر مست آن پیمانه اند مشتاق آن کاشانه ام از عشق مولایم علی |
About![]()
Archivesآبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 Links
خدا کند که بیایی...... | ||||||