یا مهدی ادرکنی

مقام مادر

دوشنبه 1393/10/15

مادرت را ببوس،

دستش را بوسه بزن،

پایش را ببوس،

تا به گریه بیفتد،

وقتی گریه افتاد خودت هم به گریه می‌افتی. آن وقت کارت روی غلطک می‌افتد

و خدا همه درهایی که به روی خودت بسته‌ای را باز می‌کند.

این که فرمود:

بهشت زیر پای مادر است؛ یعنی تواضع کن.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:40 توسط سیدجواد مسعودی

دوشنبه 1393/10/01

خدایا...

خواستم بگویم تنهایم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد ؛

چه کسی بهتر از تو ...؟

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:11 توسط سیدجواد مسعودی

خدا را دیده ای آیا؟

پنجشنبه 1393/09/20

خدا را دیده ای آیا؟

به هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی!

رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و می ترسی

که راز بی کسی را با کسی گویی یکی بی آنکه حتی لب تو بگشایی،

به آغوشی تو را گرم محبت می کند با عشق... '

گمانم دیده ای او را که من هم آرزو دارم ببینم باز هم او را

خدا را دیده ای آیا؟

که او خود می گشاید دیده های روشن دل را...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:6 توسط سیدجواد مسعودی

خدایا بــالاتــر از بـهـشـتـــــ هــم داری ؟!

یکشنبه 1393/08/25
خدایا بــالاتــر از بـهـشـتـــــ هــم داری ؟!

بــرای زیــر پــای این پدر مـیـخــواهــم ...

برای سلامتی همه پدران" "صلوات


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:5 توسط سیدجواد مسعودی

شهید گمنام سلام

شنبه 1393/08/24

شهید وقتی از راه میرسه دل همه رو باخودش میبره وچه دلبری شیرینی

 وقتی شهید از راه میرسه جمعیتی رو با خودش از خونه ها بیرون میکشه که باور کردنی   نیست....

ای کاش حداقل جواب این شهدا رو میتونستیم بدیم

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:1 توسط سیدجواد مسعودی

هیئت تمام شد...

پنجشنبه 1393/08/01

 

هیئت تمام شد   همه رفتند     

ولی شما آقای خوبی ها ... 

یک گوشه ای نشسته ای وگرم گریه ای 

یا صاحب الزمان آجراک الله

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:28 توسط سیدجواد مسعودی

...مادرش منتظره ...

پنجشنبه 1393/07/17

داوطلب زیاد بود _ قرعه انداختند.. افتاد ب نام ی جوون.. همه اعتراض کردن الا ی پیرمرد! گفت:چیکار دارید!بنامش افتاده دیگه..! بچه ها از پیر مرد بدشون اومد، دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون.. جوون بلافاصله خودش رو ب صورت انداخت رو سیم خاردار.. بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوون.. همه رفتن الا پیرمرد.. گفتند:بیا! گفت:نـــه!شما برید!من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش..! مادرش منتـــــــــظره..!!

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:15 توسط سیدجواد مسعودی

ما به نام شما

دوشنبه 1393/06/03

شـما حماسه سرودید و ما به نام شما

                        فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم

بـــرای ایــن‌کــه بگوییــم با شما بودیـم

                       چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم

و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد

                       قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:43 توسط سیدجواد مسعودی

رحلت عالم ربانی شیخ ابوالقاسم شیخ محسنی تسلیت باد

شنبه 1393/05/18

" إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ "

عروج ملکوتی عالم ربانی پدرمعنوی شهدا ومردم شهرستان اقلید مردی از جنس نور وبرکت عارف عزیز عالم شیعی حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ ابوالقاسم شیخ محسنی ( دامت براکاته) بر محضر امام عصر (عج) ونائب بر حقش مقام معظم رهبری ومردم شهید پرور شهرستان اقلید وبیت شریف ایشان تسلیت باد.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:24 توسط سیدجواد مسعودی

ترا خدا دعا کنید بابام شهید بشه ....

دوشنبه 1393/05/06
 

گفت : " فقط دعا كنید پدرم شهید بشه!"
خشكم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاكنم شهید بشه؟
آخه هروقت موج میگیردش و حال خودشو نمیفهمه شروع میكنه منو
و مادر و برادرم رو كتك میزنه! ،
امامشكل ما این نیست!
گفتم: دخترم پس مشكل چیه؟
گفت: بعداینكه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه كاری كرده شروع میكنه دست و پاهای هممون را ماچ میكنه و معذرت خواهی میكنه.
آقا ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.
آقا جان تو رو خدا دعا كنید پدرم شهید بشه

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:43 توسط سیدجواد مسعودی




فال حافظ

:

Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند