یا مهدی ادرکنی

فقط خدا

یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰

دِلـمـ یه کـوچه میخـواهد...

بی بُن بَـستـ ...

و بـارانی ، نَـمـ نـَمـ ...

و یک "خُــــــدا" که کمی

بـا همـ راه بـرویمـ ...

همیـن ...!

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:53 توسط سیدجواد مسعودی

یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶

سـפֿـت تریـטּ בو رآهـﮯ

בو رآهـﮯ بیـטּ فـرآموش ڪَرבטּ و انتظـآر است

گـآهـﮯ ڪآمـل فـرآمـوش مـﮯڪُنـﮯ

و بعـב مـﮯبینـﮯ ڪـﮧ بـآیـב مـنتظـِر مـﮯمـآنـבﮮ

و گـآهـﮯ آنقـَבر مـنتظـِر مـﮯمـآنـﮯ ڪـﮧ

مـﮯفهمـﮯ زوבتـر از ایـטּها بایـב فـراموش مـﮯڪرבﮮ

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:10 توسط سیدجواد مسعودی

مقام مادر

دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۵

مادرت را ببوس،

دستش را بوسه بزن،

پایش را ببوس،

تا به گریه بیفتد،

وقتی گریه افتاد خودت هم به گریه می‌افتی. آن وقت کارت روی غلطک می‌افتد

و خدا همه درهایی که به روی خودت بسته‌ای را باز می‌کند.

این که فرمود:

بهشت زیر پای مادر است؛ یعنی تواضع کن.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:40 توسط سیدجواد مسعودی

دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۱

خدایا...

خواستم بگویم تنهایم ،

اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد ؛

چه کسی بهتر از تو ...؟

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:11 توسط سیدجواد مسعودی

خدا را دیده ای آیا؟

پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۰

خدا را دیده ای آیا؟

به هنگامی که می فهمی دگر تنهای تنهایی!

رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و می ترسی

که راز بی کسی را با کسی گویی یکی بی آنکه حتی لب تو بگشایی،

به آغوشی تو را گرم محبت می کند با عشق... '

گمانم دیده ای او را که من هم آرزو دارم ببینم باز هم او را

خدا را دیده ای آیا؟

که او خود می گشاید دیده های روشن دل را...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:6 توسط سیدجواد مسعودی

خدایا بــالاتــر از بـهـشـتـــــ هــم داری ؟!

یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۵
خدایا بــالاتــر از بـهـشـتـــــ هــم داری ؟!

بــرای زیــر پــای این پدر مـیـخــواهــم ...

برای سلامتی همه پدران" "صلوات


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:5 توسط سیدجواد مسعودی

شهید گمنام سلام

شنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۴

شهید وقتی از راه میرسه دل همه رو باخودش میبره وچه دلبری شیرینی

 وقتی شهید از راه میرسه جمعیتی رو با خودش از خونه ها بیرون میکشه که باور کردنی   نیست....

ای کاش حداقل جواب این شهدا رو میتونستیم بدیم

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:1 توسط سیدجواد مسعودی

هیئت تمام شد...

پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۰۱

 

هیئت تمام شد   همه رفتند     

ولی شما آقای خوبی ها ... 

یک گوشه ای نشسته ای وگرم گریه ای 

یا صاحب الزمان آجراک الله

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:28 توسط سیدجواد مسعودی

...مادرش منتظره ...

پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۷

داوطلب زیاد بود _ قرعه انداختند.. افتاد ب نام ی جوون.. همه اعتراض کردن الا ی پیرمرد! گفت:چیکار دارید!بنامش افتاده دیگه..! بچه ها از پیر مرد بدشون اومد، دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون.. جوون بلافاصله خودش رو ب صورت انداخت رو سیم خاردار.. بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوون.. همه رفتن الا پیرمرد.. گفتند:بیا! گفت:نـــه!شما برید!من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش..! مادرش منتـــــــــظره..!!

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:15 توسط سیدجواد مسعودی

ما به نام شما

دوشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۰۳

شـما حماسه سرودید و ما به نام شما

                        فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم

بـــرای ایــن‌کــه بگوییــم با شما بودیـم

                       چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم

و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد

                       قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:43 توسط سیدجواد مسعودی




فال حافظ

:

Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند